ال مرداس
لغت نامه دهخدا
( آل مرداس ) آل مرداس. [ ل ِ م َ ] ( اِخ ) سلسله ای از امرای عرب بنی کلاب که در حلب حکومت کرده اند ( 414-472 هَ.ق. ) اسدالدوله ابوعلی صالح بن مرداس نخستین آنان در حدود سال 412 بحلب آمده و آن زمان حلب در اختیار خلفای فاطمی بود. پس از چندی اهل حلب بر حاکم خویش شوریده و آن را بتصرف اسدالدوله دادند ولی پیوسته خلفای فاطمی با او و خاندانش در نزاع و کشمکش بودند که گاهی غالب و گاهی مغلوب میشدند. نام امرای این سلسله این است: صالح بن مرداس، شهاب الدولةبن مرداس، معزالدولةبن مرداس، ابوذوابه عطیه، رشیدالدولةبن شهاب الدوله، جلال الدولةبن رشیدالدوله، سابق بن رشیدالدوله.
فرهنگ فارسی
( آل مرداس ) سلسله از امرای عرب بنی کلاب
جمله سازی با ال مرداس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ولى اسامه به گمان اينكه مرداس از ترس جانش، تظاهر به اسلامى مى كند،نه اينكه حقيقتا مسلمان شده باشد، به او حمله كرد و او را كشت، و گوسفندانش را بهغنيمت گرفت.
💡 مرداس باغی دلکش داشت. هر روز بامداد از خواب برمیخواست و پیش از دمیدن آفتاب در آن به نیایش میپرداخت. اهریمن بر سر راه او چاهی کند و روی آن را با شاخ و برگ پوشانید. روز دیگر مرداس نگونبخت که برای نیایش میرفت در چاه افتاد و کشته شد و ضحاک ناسپاس بر تخت شاهی نشست.
💡 پيروان عبدالله بن اباض تميمى را اباضيه گويند. اين فرقه زمانى پديد آمدند كهعبدالله بن اباض از گروه خوارج افراطى كناره گرفتابوبلال مرداس كه از نخستين پيشوايان اين فرقه بود، درسال 62 هجرى كشته شد پس از او عبدالله بن اباض رهبرى اين فرقه را در دست گرفت. وى در سال 65 هجرى بكلى از خوارج ازارقه جدا شد و در بصره عليه زبيريان قيامكرد.
💡 از کشور یا دشت نیزهوران فقط در زمان مرداس پدر ضحاک نام برده میشود و مربوط به دوران بسیار کهن است، زمانیکه هنوز تأسیس کشورها مفهوم آشکاری نداشتند حتا کشور ایران نیز وجود خارجی نداشت اگر از کشور ایران و توران در شاهنامه بعدها نامیبرده میشود به دوران بعد از سیادت نیزهوران است. دشت نیزهوران اغلب موارد همواره همراه خنجر گزاران ذکر میگردد که احتمالاً از مقدمترین تمدنهای قوم تازیان هستند.