اشیه
لغت نامه دهخدا
اشیه. [ اَش ْ ی َه ْ ] ( ع ص ) آنچه در آن رنگهایی مخالف رنگ دیگر اعضا پدید آید. گویند:«ثورٌ اشیه » چنانکه گویند: «فَرَس ٌ ابلق ». و نسبت بدان وَشَوی است. ( از المنجد ). و در منتهی الارب ذیل شیة آمده است: رنگ اسب و جز آن که مخالف سایر اندام باشد... و یقال: ثور اشیه؛ یعنی گاو چپار، کما یقال: فرس ابلق و تیس اذراء.
اشیه. [ اَش ْ ی َه ْ ]( ع ن نف ) عیبگوی تر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). و ذیل شَیوه آرد: یقال: هو شیوه من اشیه الناس. ولی در المنجد ذیل شَیوه از مصدر شَیْه بمعنی چشم زخم رساندن، آمده است: هو شیوه من اشیه الناس؛ ای من اکثرهم اصابة بالعین. و بنابراین اشیه بمعنی چشم زخم رساننده تر است.
جمله سازی با اشیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این قله در قسمت شمالی روستا قرار دارد که از نظر ارتفاع از قلعه یزدگرد بلندتر است. آشیه وا در زبان محلی و هورامانی به معنی آسیاب بادی است. آثار از دیوارهای یه برج از آن به جای مانده که هنوز در این مکان کاوشی انجام نگرفتهاست.آشپزخانه و دیوار گچی، بنای ساسانی:آشپزخانه یه برج در قسمت جنوبی روستای زرده است که بهوسیله دیواری تا قلعه یزدگرد امتداد پیدا کردهاست. این برج فقط یه فضای دالان مانند از آن به جا مانده که به بالای ساختمان ختم میشود؛ از دیوار گچی که به طرف قلعه یزدگرد میرود، در قسمت جاده آسفالته، اتاقهای وجود دارد که معماری آن زمان را کاملاً به رخ میکشد.محوطه کاکه کوشیا:محوطه در نزدیکی آشپزخانه است که بر فراز تپهای قرار گرفتهاست. آثار معماری این محوطه به کلی خراب شده و فقط آثار سنگ و ملاط گچ به تکههای از دیوار بهجا مانده به چشم میخورد.تپه رش:این تپه در انتهای باغات قدیمی روستا و در جوار کانال آبرسانی باغات زیتون قرار دارد. از این تپه آثاری از کاشیهای زمان ساسانیان به دست آوردهاند که باستانشناسان احتمال میدهند این تپه کارگاه کاشیکاری بوده باشد.