لغت نامه دهخدا
( آریائیان ) آریائیان. ( اِخ ) این نام تقریباً به مجموع سپیدپوستان آسیا و اروپا اطلاق می شود. مؤلفین قدیم از آن نام برده و هرودوتس و بطلمیوس چند قوم را به نام آریائی ذکر کرده اند. تحقیقات عمیقه در پیرامون این کلمه در این اواخر آغاز شده و اختلافات بسیاری بمیان آمده است. در اواخر مائه قبل شناسائی دو شعبه زبان آسیائی یعنی سانسکریت و اوستائی آغاز شد، علما بشباهت تام زبان سانسکریت با زبانهای یونانی و لاتینی و کلتی و آلمانی پی بردند و این شباهت معلوم کرد که کلیه السنه مزبوره را اصلی مشترک است و نیز خویشی و قرابت زبان اوستائی و سانسکریت بتحقیق پیوست و امروز بوجود این خانواده لغوی محققین همداستانند و آن را بنام سانسکریتی هند و اروپائی، هندو جرمانی و آریائی می نامند. این زبان شامل هفت گروه مغربی است: یونانی، ایطالیائی، کلتی، تتنی، سقلابی، لیتوانی، چک و آلبانی. و دو گروه زبان آسیائی: 1- گروه هندی، مشتمل چهارده لهجه مشتق از سانسکریت، 2- گروه ایرانی مشتق از اوستائی مشتمل فارسی، افغانی، بلوچی، کردی، آسی و ارمنی. در میان لهجه های معمول اروپاتنها لهجه باسک و فنلاندی و مجار و ترک از خانواده ٔآریائی مستثنی و برکنار است و بعض از علما از اشتراک این ملل در زبان وحدت نژاد را نیز دعوی کرده اند.