لغت نامه دهخدا
( آذربایگان ) آذربایگان. [ ذَ ی ِ ] ( اِخ ) آذربایجان:
گزیده هرچه در ایران بزرگان
ز آذربایگان و ری و گرگان.( ویس و رامین ).ارمغان فتح آذربایگان شعر من است
ورچه شعری را بجای ارمغان نتوان گرفت.اثیر اخسیکتی.
( آذربایگان ) آذربایگان. [ ذَ ی ِ ] ( اِخ ) آذربایجان:
گزیده هرچه در ایران بزرگان
ز آذربایگان و ری و گرگان.( ویس و رامین ).ارمغان فتح آذربایگان شعر من است
ورچه شعری را بجای ارمغان نتوان گرفت.اثیر اخسیکتی.
( آذربایگان ) ایالتی در ایران واقع در شمال غربی این کشور و آن از شمال و شمال شرقی بمرز ایران و شوروی ( دره رودارس ) از مغرب به مرز ایران و ترکیه از مشرق به بحر خزر محدود است و آن نجدیست نا هموار و دارای قلل آتشفشانی مانند سبلان و سهند و در مرکز آن حوزه وسیع نسبه پستی است که دریاچه ارومیه ( رضائیه ) در آن قرار دارد آب و هوای آذربایجان در شمال و شرق سرد و بری در مغرب و مرکز معتدل و در جنوب حوزه دریاچه گرم و مرطوب است باران. سالیانه به ۵٠ سانتیمتر میرسد. امروزه این ناحیه به سه بخش آذربایجان شرقی آذربایجان غربی و اردبیل تقسیم گردیده.
آذربایجان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الف: کُستِ آذربایگان (پارسی میانه: kwst Y ʾtwrpʾtkʾn / kust ī Ādurbādagān ) یا ناحیهٔ آذربایجان / شمالی
💡 روشن است که نام کنونیاش، یعنی «طزرجان» نامی است معرّب که شاید پس از چیرگی اعراب بر ایران، دگرگونه گشته و به ریخت کنونی درآمده؛ چونان: طابران و طَبرِس و طبرستان و طبس و طزنج و طوس و طهران یا هم چون: گوزگان، گرگان، آذرآبادگان یا آذربایگان و مهرنگان (در شهرستان فلاورجان) و غیره بوده که بعدها به معرّب شده و به ریختِ جوزجان، جرجان، آذربایجان و مهرنجان درآمده است.
💡 این دیوار ۴۰ کیلومتری، به فرمان قباد و فرزندش انوشیروان برای پدآفند از گسترهٔ آذربایگان ساخته شده و جدای از ۳۲ سنگنبشتهٔ پهلوی، چندین سنگنبشته به دبیرهٔ پارسیِ دری نیز دارد که درون مایهٔ آنها یادآوری چگونگی بازسازی دژ دربند است.
💡 نام کنونی روستای «طزرجان» نامی است معرّب که شاید پس از چیرگی اعراب بر ایران، دگرگونه گشته و به ریخت کنونی درآمده؛ چونان: طابران و طَبرِس و طبرستان و طبس و طزنج و طوس و طهران یا هم چون: گوزگان، گرگان، آذرآبادگان یا آذربایگان و مهرنگان (در شهرستان فلاورجان) و غیره بوده که بعدها به معرّب شده و به ریختِ جوزجان، جرجان، آذربایجان و مهرنجان درآمده است.