اخم رو

لغت نامه دهخدا

اخم رو. [ اَ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) عُبوس. ترش روئی.

فرهنگ عمید

کسی که چین بر ابرو انداخته، ترش رو، بداخم.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ترش رو چین بر ابرو و پیشانی افکنده.

جمله سازی با اخم رو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 می‌توان گفت که زین سبک مخصوص به خود را در بازیگری دارد. بازی‌هایش معمولاً گرم و پر حرارت هستند. خشم و تحرک زیاد در اکثر فیلم‌هایش همچون سکوت قبرستانی و تایتانیک به چشم می‌خورد. زیاد پلک می‌زند و در بازی‌هایش از حرکت دادن سر و حالت‌های چهره همچون اخم و عصبانیت زیاد استفاده می‌کند. صدای راسخ و محکمش به وی در ایفای نقش‌های مختلف کمک بسزایی می‌کند.

💡 و در تفسير قمى در ذيل آيه (ثم عبس ) فرمود: يعنى روى خود را ترش كرد، (وبسر) يعنى اخم كرد.

💡 يكى از آن قوانين آن است كه هر فردى، در سايه شكيبايى و حوصله و پايدارى درمقابل وظيفه، با دست خويش سرنوشتش را به وجود آورد، در حالى كه كودك فاسد ولوس، ناتوان تر از آن است كه بتواند در زندگى به چنين تلاشى برخيزد. اوپيوسته در يك جهان خيالى و نامتعادل به سر مى برد و تا دم مرگ مى پندارد كه يكلبخند كوچك يا يك اخم، رحم و محبت همه كس را تحريك خواهد كرد.)(348)

💡 خواهی امروز به من اخم کن و خواهی نه عاقبت رام و دلارامِ منی خواه نخواه

💡 بی‌جهت اخم مکن، تند مرو، زشت مگو که چو من بهرِ تو پیدا نشود خاطرخواه

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
کوس یعنی چه؟
کوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز