قرآن کریم در آیات متعددی، موضع سخت خداوند متعال در برابر سستی، بهانهجویی و درخواستهای ناروا برای ترک میدان جهاد در راه خدا را به وضوح بیان میفرماید. یکی از مهمترین این موارد، مربوط به غزوه تبوک است که در آن، گروهی از منافقان با ترفندها و سوگندهای گوناگون، نزد پیامبر اکرم آمدند تا اجازه بگیرند که از همراهی لشکریان معذور شمرده شوند. در مقام توبیخ این افراد و تأکید بر اهمیت مشارکت همگانی در جهاد، خداوند با لحنی قاطع، ابتدا پیامبر خویش را خطاب قرار میدهد و میفرماید: «عَفَا اللَّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ»؛ این آیه، در واقع، اشاره دارد به اینکه اعطای اجازه به بهانهتراشان، پیش از آشکار شدن حقیقتِ ادعای آنان، اقدامی نبوده که با مصلحت الهی سازگار باشد و بهتر بود حضرت صبر میکردند تا صداقت راستگویان و دروغگویی منافقان به طور طبیعی آشکار شود.
این عتاب الهی، هرچند متوجه مقام والای پیامبر (ص) نیست، اما هشداری جدی برای همه مسلمانان است که در مقاطع حساس و الزامات الهی، بهانه و تزلزل جایگاهی ندارد. تأکید قرآن بر عدم تسهیل فرار از تکلیف اجتماعی و نظامی با طرحهای فردی و دروغین، نشاندهنده اهمیت حیاتی دفاع از کیان اسلام و جامعه مؤمنان است. آیات پیش از آن نیز بر ضرورت مشارکت فراگیر تأکید نموده و فرمان میدهند: «انْفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالًا وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ»؛ این دستور، که به معنای حرکت کردن چه سبکبار و چه سنگینبار است، به صراحت اعلام میدارد که هرگونه توانایی جسمی یا مالی که در اختیار فرد باشد، باید صرف جهاد در راه خدا گردد و عذرپذیری در برابر چنین ندای سرنوشتسازی، نه تنها مقبول نیست، بلکه مورد سرزنش قرار میگیرد.
بنابراین، نتیجهگیری از این آیات صریح، آن است که درخواستهای بیپایه و اساس برای ترک جنگ و جهاد، خصوصاً زمانی که با تظاهر به عذر همراه باشد، از منظر شریعت مردود است و اعطای اجازه به چنین افرادی، حتی توسط رهبر جامعه، مغایر با حکمت الهی تلقی شده است. هدف اصلی این توبیخ، حفظ انسجام صفوف مسلمین و جلوگیری از نفوذ روح نفاق و سستی در جامعه ایمانی در زمانهای نیاز است. این سیره قرآنی، معیار سنجش صداقت در عمل به تعهدات بزرگ را در طول تاریخ برای مؤمنان تبیین مینماید.