لغت نامه دهخدا
ابوسبع و سبعین. [ اَ س َ عِن ْ وَ س َ ] ( ع اِ مرکب ) هزارپا. گوش خَزَک. گوش خارک. پُرپایه. سَدپایه. ابواربع واربعین. سقولوفندریون.
ابوسبع و سبعین. [ اَ س َ عِن ْ وَ س َ ] ( ع اِ مرکب ) هزارپا. گوش خَزَک. گوش خارک. پُرپایه. سَدپایه. ابواربع واربعین. سقولوفندریون.
هزار پا گوش خارک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در شهور سنهٔ احدی و سبعین و ستمایه در صمیم زمستان به محروسهٔ تبریز زلزلهٔ عظیم حادث شد و تا چهار ماه گاهگاه زمین حرکت میکرد.
💡 در تاریخ سنهٔ احدی و سبعین و ستمایه در زمستان در تبریز زلزلهٔ سخت حادث شد؛ چنانکه سر منارها افتاد و خانهها خراب شد.
💡 متن : الله اکبر محمد علی حسن حسین فاطمه فی رمضان سنه سبع و سبعین و سبعمائه(۷۷۷ هجری قمری)
💡 و بر علی علیه السّلام موقوف است که گفت: لتفترقنّ هذه الامّة علی ثلاث و سبعین فرقة، کلّها فی النّار الّا واحدة.
💡 و روی عن النّبی (ص) انّه قال: تفترق هذه الامّة علی ثلاث و سبعین فرقة کلّها فی النّار الّا واحدة. قیل و ما تلک الواحدة؟ قال: ما نحن علیه الیوم انا و اصحابی.