ابستان

لغت نامه دهخدا

( آبستان ) آبستان. [ ب ِ ] ( ص ) آبستن:
بهار تازه آبستان ببار است
چو فردوس برین وقت است و هنگام.سوزنی ( از فرهنگ جهانگیری ). || ( اِ ) در این بیت مولوی، آبستان جمع آبست است:
درد زه گر رنج آبستان بود
بر جنین اشکستن زندان بود.

فرهنگ عمید

( آبستان ) = آبستن: درد زه گر رنج آبستان بُوَد / بر جنین اشکستن زندان بُوَد (مولوی: ۴۷۴ ).

فرهنگ فارسی

( آبستان ) ( صفت اسم ) ۱- حامله باردار ( انسان و حیوان و گیاه ). یا مثل آبستنان رفتن. سخت بکاهلی و آهستگی راه رفتن. ۲- مخفی نهفته نهان. یا آبستن بودن. ۱ - حامله بودن باردار بودن ۲ - آبستن از کسی. رشو. نهانی از کسی گرفته بودن. یا شب آبستن است. وقوع حوادث تازه محتمل است.
آبستن

جمله سازی با ابستان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سراب یاس، پلدختر، معمولان، تل، آبستان، گریت، شهرک‌های مختلف خوزستان، داوودآباد، بروجرد، دزفول، تهران، شهرک بنوار

💡 تا تابش روی تو درپیچد در هر یک وز چون تو شهی گردد هر خاطرم آبستان

💡 تپه گراب مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان تا دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در ۱۴ کیلومتری شرق خرم‌آباد، حاشیه رودخانه آبستان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ شهریور ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۳۷۵۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 تپه باده آبستان مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان - دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان خرم‌آباد، روستای باده آستان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۶ آبان ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۲۸۲۷ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز