لغت نامه دهخدا
( آب زه ) آب زه. [ زِه ْ ] ( اِمرکب ) آبی که از کنار چشمه یا رود و تالاب و امثال آن زِهَد یعنی ترابد و آن را زه آب نیز گویند. نزیز.
( آب زه ) آب زه. [ زِه ْ ] ( اِمرکب ) آبی که از کنار چشمه یا رود و تالاب و امثال آن زِهَد یعنی ترابد و آن را زه آب نیز گویند. نزیز.
( آبزه ) (زِ ) (اِمر. ) آبی که از کنار چشمه، رود، تالاب و امثال آن به بیرون تراود.
( آبزه ) ۱. درز و شکاف باریک که آب از آن تراوش کند، هر روزن و درز در ظرف یا زمین که آب از آن بیرون تراود، زه آب.
۲. آبی که از کنار چشمه یا تالاب بیرون آید، زهاب.
( آبزه ) ( اسم ) آبی که از کنار چشمه رود تالاب و امثال آن زهد یعنی تراود زهاب.
زهاب، زه آب، آبی که ازکنارچشمه یاتالاب بیرون آید، درزوشکاف باریک درظرف یازمین که آب از آن تراوش کند
( آب زه ) آبی که از کنار چشمه یا رود و تالاب ترابد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خود روستای وادان از بخشهایی همچون: قلعه، ده، کهریزک، بالا حصار، بالا روبار، پایین روبار، سرباغ، شهرک آزادگان، شهرک بنیاد، زیر کمر و جدید تشکیل شدهاست. ولیکن حواشی روستا و چشمه آبهای آن عبارت اند از:چهار چشمه، بند امان (حمام)، رزک، تولک، میشینی، ممشه، نی یک، چشم ابراهیم، تخت شاه، چشمه شاه، دلی، آبزه، رستمآباد، آب باریک، محدودیه، سفید خانیک، دو دره، مملی، قاسم بیگی، سرخ چشمه، جوزدار، سره قاسم و… که بعضاً این مناطق تاریخچه خاص خودشان را دارند. به عنوان مثال پیر چنار در جوزدار.