لغت نامه دهخدا
فلزتراشی. [ ف ِ ل ِ ت َ ] ( حامص مرکب ) تراش دادن فلز یا ابزاری که از فلز ساخته شده باشد.
فلزتراشی. [ ف ِ ل ِ ت َ ] ( حامص مرکب ) تراش دادن فلز یا ابزاری که از فلز ساخته شده باشد.
تراش دادن فلز یا ابزاری را که از فلز ساخته شده باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سایش ناشی از چسبندگی، سایش در نتیجه شکستن ناهمواریهای جوش خورده بین دو فلز رخ میدهد. در فلز تراشی در نتیجه وجود اصطکاک بین براده و قلم جوش خوردگی ایجاد میشود. هنگامی که این جوش خوردگیها شکسته میشوند، تکههای کوچکی از قلم کنده میشود و به سطح زیرین براده یا سطح جدید قطعه کار که ماشینکاری شدهاست میچسبد. شرایط حاکم بر فلزتراشی به دلیل سیکل اصطکاکی و حرارتی ایجاد شده برای سایش ناشی چسبندگی بسیار مساعد است، زیرا همواره سطوح جدیدی از قطعهکار که به قشرهای اکسیدی آلوده نیستند تولید میشوند و وجود این سطوح تازه به جوش خوردن ناهمواریها کمک میکند.
💡 ماهیت بنیادی مکانیزم سایش در شرایط مختلف بسیار متفاوت است. عوامل اصلی فرسایش در فلز تراشی از این قرارند: چسبندگی، ساییدگی و سایش نفوذی یا پخشی.