فعل با قاعده

فرهنگستان زبان و ادب

{regular verb} [زبان شناسی] فعلی دارای طبقه و صیغگان تصریفی منظم در زبان

جمله سازی با فعل با قاعده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تعریف «فعل روشمند» این است که روشی برای ساخت آن فعل بتوان تصور کرد و برای اینکه روشی استخراج شود باید بیش از یک فعل با آن روش ساخته شده باشد؛ ولی برای «فعل ناروشمند» هیچ روش و قاعده‌ای نمی‌توان استخراج کرد. با این تعریف، هیچ فعل بی‌قاعده‌ای در فارسی نیست. البته برخی قاعده را چنین تعریف می‌کنند که اگر با قاعده‌ای از ریشه فعل بتوان به بن مضارع و ماضی فعل دست یافت این فعل با قاعده است. با چنین تعریفی تنها پنج فعل (بودن/استش، کردن/کُنش، آمدن/آیش، دیدن/بینش، خاستن/خیزش) در فارسی هست که ثنویت ریشه دارند و از یک ریشه نمی‌توان بن ماضی و مضارع را به دست آورد. در واقع صرف کردن این پنج فعل هم قاعده‌مند است و تنها از منظر پیش گفته ناروشمند شمرده می‌شوند. صرف نظر از سه فعل بودن و دیدن و آمدن، ماده‌های مضارع و ماضی افعال فارسی از یک ریشه است. برای یافتن اشتراک در ریشه ناگزیریم به تاریخِ زبان مراجعه کنیم. سرچشمه دوگانگی ماده‌های برآمده از یک ریشه در دو جا نهفته‌است:

دشمن یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز