لغت نامه دهخدا
فال گرفتن. [ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) فال زدن:
کسی در عشق فال بد نگیرد
وگر گیرد برای خود نگیرد.نظامی.چرخ از رخ مه جمال گیرد
مجنون به رخ تو فال گیرد.نظامی.رجوع به فال زدن شود.
فال گرفتن. [ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) فال زدن:
کسی در عشق فال بد نگیرد
وگر گیرد برای خود نگیرد.نظامی.چرخ از رخ مه جمال گیرد
مجنون به رخ تو فال گیرد.نظامی.رجوع به فال زدن شود.
( مصدر ) پیش بینی کردن حوادث در وقایع گذشته و آینده کسی فال زدن تفال کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاخه نبات یا به اصطلاح عامیانه "شاخ نبات" به مقداری نبات گویند که بلورهای آن به صورت شاخه درآمده باشد. نبات به صورت شاخه، کاسه یا در اشکال دیگر فروخته میشود. منظور مهم دیگر از شاخه نبات در زبان فارسی و در میان عوام، اشاره به معشوقه فرضی حافظ است. به هنگام فال گرفتن حافظ را به شاخ نباتش قسم می دهند که رازی را بر فال گیرنده آشکار کند.
💡 فالگیری بر پایه رفتار پرندگان یا اورنیتومانسی (انگلیسی: Ornithomancy)، به یونانی باستان (οἰωνίζομαι) به معنای «از پرواز و فریاد پرندگان فال بگیر»، انجام فال گرفتن یا اومن (فال) از اعمال پرندگان است که در بسیاری از فرهنگهای باستانی از جملهیونان باستان دنبال میشد و معادل شگون است که توسط رومیان باستان به کار میرفت.