لغت نامه دهخدا
غیرخواهی. [ غ َ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) عمل شخص غیرخواه. مقدم داشتن سود دیگران بر خویشتن. مقابل خودخواهی. رجوع به غیرخواه شود.
غیرخواهی. [ غ َ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) عمل شخص غیرخواه. مقدم داشتن سود دیگران بر خویشتن. مقابل خودخواهی. رجوع به غیرخواه شود.
عمل وحالت غیر خواه مقدم داشتن سود دیگران بر سود خویش مقابل خودخواهی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر آنچ از غیر خواهی، نیست محمود/ که باید آخر آن را کرد مردود/ ایا ناظر در این انشای اشعار/ تو عیب من بپوشان باش مسعود...