علوک
لغت نامه دهخدا
علوک. [ ع ُ ] ( ع اِ ) ج ِ عِلک. رجوع به علک و نیز أعلاک شود.
جمله سازی با علوک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گزارش شدهاست که ارتش روسیه و ترکیه توافقنامه ای را امضا کردهاند که به موجب آن برق تل ابیض توسط متحدین روسیه، نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) که از اسد پشتیبانی میکنند؛ تأمین میشود. در حالی که آب توسط ایستگاه آب علوک که توسط نیروهای ترکیه کنترل میشود تأمین میشود. این توافق عمدتاً توسط مقامات نظامی روسیه تسهیل شد.
💡 در حین پیادهروی در تالابهای مرطوب و جنگلی، مراقب باشید که علوک به پوست شما نچسبند و باعث ایجاد زخمهای کوچک و خونریزی نشوند.
💡 پزشکان در دوران باستان از علوک برای درمان برخی بیماریها و خونگیری از بدن بیمار به عنوان یک روش درمانی سنتی و رایج استفاده میکردند.
💡 وجود تعداد زیادی علوک در محیطهای آبی کوچک و کمعمق نشاندهنده سلامت اکوسیستم و تنوع زیستی در آن منطقه خاص از طبیعت است.