فرهنگ معین
( ~. زَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) ۱ - کوتاهی کردن در کار. ۲ - در رفتن.
( ~. زَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) ۱ - کوتاهی کردن در کار. ۲ - در رفتن.
۱ - کوتاهی کردن و تاخیر در کار سر دواندن. ۲ - در رفتن: او با مهارت از جواب همه سوالات طفره می زد.
کوتاهی کردن در کار.
در رفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اسرائيل امروز فرمانفرماى اين بلاد اسلامى دارد مى شود و اگر اين بى تفاوتى و اينكمك و اين طفره زدن براى اينكه بشناسند اسرائيل را به رسميت، اگر اين به نتيجهبرسد، او فرمانفرماى همه شان خواهد شد و همين طور كه حالاتحقيرشان كرد و ذليلشانكرد در مقابل خودش به امر آمريكا، به طرح آمريكا، اين مطلب توسعه پيدا مى كند و درهمه جا ريشه مى دواند مكرر اين مساله ذكر شده است كهاسرائيل قناعت نمى كند به آنجائى كه هست، قدم قدم پيش مى رود.(331)