شینیز

لغت نامه دهخدا

شینیز. ( اِ ) به معنی شونیز است که سیاه دانه باشد و آن تخمی است که به روی خمیر نان پاشند و به عربی حبةالسوداء خوانند. ( برهان ). سیاهدانه. ( ناظم الاطباء ). شونیز است. ( اختیارات بدیعی ). به گفته دینوری فارسی است. شهنیز. شونوز. سیاه تخمه. حبةالسوداء. سیاه دانه. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شونیز و دیگر مترادفات شود.

جمله سازی با شینیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در وسط بنا حوض بزرگی قرار دارد که اتاق‌های به صورت ردیفی و اطراف آن می باشد بعداً آن قلعه توسط برادر دیگر آقاخان به نام محمد علی خان فتح شد از آن پس مرکز بلوک روستای لیلتین انتقال داده شد بنا شده که قبلاً نیز اثاری در این منطقه وجود داشته است و بعد از تخریب اثار قبلی ساختمان جدید بر آن احداث شده آن حصار نیز بر اتلال شهر شینیز بنا شده این اثر به عنوان یکی از آثار ملی کشور به شماره ۷۹ ۲۸ آثار تاریخی به ثبت رسیده است برج سهیل کاملاً تخریب شده و موش های زیرزمینی و باران های سیل آسا و زمستانی بر خرابی آن علت بوده

عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز