شنیر
لغت نامه دهخدا
شنیر. [ ش ِن ْ نی ] ( ع ص ) بدخوی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). شنیرة. ( اقرب الموارد ). || بسیارشر. ( منتهی الارب ). بسیار شر و عیوب. ( از اقرب الموارد ). شنیرة. ( اقرب الموارد ). و رجوع به شنیرة شود. || بسیارعیب. ( منتهی الارب ). شنیرة. ( اقرب الموارد ).
- بنوشنیر؛ بطنی است از عرب. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با شنیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۱۳ ژوئیه ۲۰۱۶، کل هیئت مدیره پروژه تور، مریدت هوبان دان، ایان گلدبرگ، جولیوس میتندزوی، رابی توماس، وندی سلتزر، راجر دینگلداین و نیک متیوسن با مت بلیز، سیندی کهن، گابریلا کولمن، لسنوس نوردبرگ، مگان پرایس و بروس شنیر جایگزین شد.
💡 همه ترشرویی هانس شنیر بر همین کاتولیسیسم متمرکز است؛ وانگهی انگیخته از دلایلی شخصی است: ماری که مدت شش سال همدم او بود، ترکش گفتهاست تا با یکی از همان «کاتولیکهای متجدد و سرشار از آینده»، که از دستاندرکاران جلو صحنهاست، ازدواج کند.