شنکله

لغت نامه دهخدا

شنکله. [ ش َ ک َ ل َ / ل ِ ] ( اِ ) شنگله. خوشه خرما و انگور و غله و جز آن. || ریشه ای از ابریشم و جز آن که بر دستار و روپاک و مانند آن ترتیب دهند. || پارچه ناپاک و ملوث و چرکین. || جای ناپاک. || اصطبل. ( از ناظم الاطباء ). و رجوع به شنگله شود.

جمله سازی با شنکله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کانتینتیکولا کلاد (ازریشه یونانی کلادوس به معنای شاخه) یا شنکله یا زیست دسته‌ای است که شامل پلاناریاهای زمینی و (به انگلیسی: land planarians) ترایکلاد (به انگلیسی: triclad)های آب شیرین است. در سال ۱۹۹۸ دانشمندی به تام کارانزا بر اساس شواهد مولکولی به این نتیجه رسیدند که کرم‌های پهن آبزی و خاکزی باید در یک شاخه دسته بندی شوند.

💡 تبارشاخه‌شناسی، تبارشاخه‌بندی، کلادیستیک (کلادشناسی) یا شنکله‌بندی (به انگلیسی: Cladistics) روشی برای طبقه‌بندی گونه‌های جانداران در گروه‌هایی به نام کلاد است. برای مثال، پرندگان، دایناسورها، کروکودیل‌ها و تمام نسل آن‌ها (زنده یا منقرض) و نیای مشترک‌شان یک کلاد را تشکیل می‌دهند. از لحاظ سامانه‌شناسی زیستی، یک کلاد یک «شاخه» در درخت زندگی است که یک گروه فراگیر (تک‌تباری) را تشکیل می‌دهد.

بلبل یعنی چه؟
بلبل یعنی چه؟
روح یعنی چه؟
روح یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز