لغت نامه دهخدا
شاعرپرور. [ ع ِ پ َرْ وَ ] ( نف مرکب ) پرورنده شاعر. مربی شاعر. که شاعر را برکشدو تربیت کند. حمایت کننده از شاعر. که شاعر پرورد.
شاعرپرور. [ ع ِ پ َرْ وَ ] ( نف مرکب ) پرورنده شاعر. مربی شاعر. که شاعر را برکشدو تربیت کند. حمایت کننده از شاعر. که شاعر پرورد.
پرورنده شاعر مربی شاعر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوره سامانیان (و غزنویان) که در واقع دورة نشأت و گسترش شکوفههای ادب پارسی و عصر شاعر پروری و شاعر دوستی بوده میتواند در طی حیات ادبیات سرزمین مابعد از اسلام نقش اساسی را دارا باشد زیرا پادشاهانی نظیر نصربناحمدسامانی در این سلسله، کفایت و درایت او در مملکت داری و توجه خاص بقاطبه شعرا و نغز گویان و سرایندگان شعر فارسی قابل ارزش و از بسیاری جهات با اهمیت میباشد زیرا در این دوره است که شعر و ادب فارسی رونق خاصی یافت.