شاعر پروری

لغت نامه دهخدا

شاعرپروری. [ ع ِ پ َرْ وَ ] ( حامص مرکب ) عمل شاعرپرور. پروردن شاعر. پرورش شاعر. حمایت از شاعر. برکشیدن شاعر و تربیت کردن وی:
کام و رای او ز عالم هست شاعرپروری
شاعران را مدح اوگفتن بگیتی کام و رام.سوزنی.

فرهنگ فارسی

عمل شاعر پرور پروردن شاعر

جمله سازی با شاعر پروری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از کریمانی که بردم نام شاعر پروری دیده ایشان نبیند صورت لا در منام

💡 کام و رای او ز عالم هست شاعر پروری شاعران را مدح او گفتن بگیتی رأی و کام

اندوختن یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز