جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جغرافیای استقرار قبایل مصمود شامل منطقهٔ وسیعی بود که آغاز آن در مشرق، رود اعظم یا امربیع بود و در غرب به اقیانوس اطلس و جنوب به صحرا ختم میشد. نقش قبایل مصامده در دوران اسلامی به آغاز فتوحات آفریقایی مسلمانان در مغرب اقصی و گرایش غواطه به اسلام بازمیگردد. در قرن پنجم هجری و در آستانهٔ تشکیل دولت مرابطون، قبایل مصامده همچنان به عنوان یک عنصر مهم مورد توجه بودند. عبداللَه یاسین (درگذشته ۴۵۲ هجری)، رهبر فقهی نهضت مرابطون، به منظور جلب رضایت این قبایل مبالغ هنگفتی از زکات جمعآوری شده را برای علمای دینی و قضات مصامده ارسال کرد. یوسف بن تاشفین به فرزند و جانشین خود، علی بن یوسف، وصیت کرد که مبادا به اقدامی دست زند، که به تحریک مصامدهٔ جبل دَرَن علیه او منجر شود. ابن تومرت با آگاهی از ظرفیتهای بالقوهٔ قبایل مصامده، نهضت خود را با تکیه بر این قبایل آغاز کرد. پیروی بربرهای منطقهٔ سوس اقصی از نهضت ابن تومرت در درجهٔ اول به دلیل نسب قبیلهای یا به تعبیری، عصبیت هرغهای و مصمودی او بود. دعوت دینی ابن تومرت در اصل نیرویی بود که بر عصبیت قبیلهای مصامده افزود و به اعتلای سیاسی این قبایل بر سایر قبایل منجر گردید؛ در آن زمان، قبایل زناته هم از لحاظ تعداد و هم بدویت به عنوان بستری مهم برای عصبیت قبیلهای، بر مصمودیها برتری داشتند. اما به این دلیل که مصامده بر دعوت دینی تکیه زدند، دین در تقویت عصبیت قبیلهای آنها کمک فراوانی نمود و موجب برتری آنها بر زناته گردید؛ به گونهای که آنها زناته را مطیع خود کردند.
💡 محمد بن تومرت که نام کامل او ابوعبدالله محمد بن عبدالله است، یکی از افراد قبیله بربری مصامده بود که در باب تولد وی اختلافات زیادی وجود دارد اما وی در روستایی، در جنوب سوس اقصی به نام ایجلیان وارغن و در خانوادهای مذهبی متولد شده بود بنابراین ابن تومرت با تأثر از خانواده خود فردی مذهبی و پرهیزکار شده بود و بسیار زیاد قرآن میخواند. وی در عهد جوانی برای ادامه تحصیل خود عازم اندلس و قرطبه شد (۵۰۱ هجری) تا در آنجا بتواند تحصیلات عالی خود را ادامه دهد. پس از آن بود که وی سفرهای خود را به سمت شرق آغاز کرد و به شهرهایی همچون مکه، مدینه، بغداد، دمشق و اسکندریه شد و به تکمیل و افزودن دانش و تحصیلات خود در نزد بزرگان دین و علم پرداخت. وی در آنجا متأثر از آرا اشاعره و افرادی همچون امام محمد غزالی قرار گرفت که بهطور واضح در احکام و سنن وی آشکار است.