لغت نامه دهخدا
سحلب. [ س َ ل َ ] ( ع اِ ) تصحیفی است از خصی الثعلب. ( دزی ج 1 ص 637 ): و من اهم زراعتها [ زراعة الافغانستان ] الحبوب و الارز و الافیون و السحلب و الزعفران. ( ذیل معجم البلدان ). رجوع به خصی الثعلب شود.
سحلب. [ س َ ل َ ] ( ع اِ ) تصحیفی است از خصی الثعلب. ( دزی ج 1 ص 637 ): و من اهم زراعتها [ زراعة الافغانستان ] الحبوب و الارز و الافیون و السحلب و الزعفران. ( ذیل معجم البلدان ). رجوع به خصی الثعلب شود.
تصحیفی است از خصی الثعلب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تخم شنبلیله، بزر کتان، بزر اسفرزه، پیاز کوهی، کتیرا، سحلب، آگار و کاراگینان، متیل سلولز مواد لعابزای مورد استفاده در ابری بوده یا هستند.