دریای خزران
لغت نامه دهخدا
دریای خزران. [ دَرْی ِ خ َ زَ ] ( اِخ ) دریای خزر. دریای خزروان. بحرخزر.رجوع به خزر و دریای خزر و بحرخزر ( ذیل بحر ) شود.
فرهنگ فارسی
دریای خزر. دریای خزروان
جمله سازی با دریای خزران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و دیگر بیابانی است مشرق وی بر حدود مرو بگذرد تا بجیحون رسد جنوب وی بر حدود باورد و نسا و فراو و دهستان و دریای خزران بگذرد تا بحدود آتل و مغرب وی رود آتل است و شمال او رود جیحون است و دریای خوارزم و حدود غوز تابحد بلغار و این بیابان را بیابان خوارزم و غوز خوانند.
💡 ناحیت غوز ناحیتی است مشرق وی بیابان غوز و شهرهای ماوراءالنهر و جنوب بعضی هم از این بیابان و دیگر دریای خزران است و مغرب و شمال او رود آتل است (حدودالعالم).