در رسانیدن

لغت نامه دهخدا

دررسانیدن. [ دَرْ، رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) رسانیدن. رسانیدن کسی یا چیزی به کسی. الحاق. ( دهار )( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). ارهاق. ( تاج المصادر بیهقی ): در شهر و مواضع باغها و درختان ثمر دررسانید و در قدیم در شهرینه درخت و باغها نبود. ( تاریخ سیستان ). چنانکه این پادشاه [ اردشیر] را پیدا آرد [ خداوند ] با وی گروهی مردم دررساند. ( تاریخ بیهقی ). اتباع؛ دررسانیدن از پس. ( دهار ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) رسانیدن کسی یا چیزی الحاق.

جمله سازی با در رسانیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اَشو زرتشت در رسانیدن پیام اَشا به مردم، نیاز به هیچ معجزه‌ای نداشته‌است او نه با معجزه بلکه با زبان خرد و منطق با مردم سخن گفته‌است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران