خوش امدگوی

لغت نامه دهخدا

( خوش آمدگوی ) خوش آمدگوی. [ خوَش ْ / خُش ْ م َ ] ( نف مرکب ) خوش آمدگو. متملق. چاپلوس. متبصبص. مزاج گوی. ( یادداشت مؤلف ):
ضیافت خور خوش آمدگوی باشد.( جامعالتمثیل ).

فرهنگ فارسی

( خوش آمد گوی ) خوش آمدگو متملق

جمله سازی با خوش امدگوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هنگامی که مسافرها بار و چمدان‌شان را به کانتر تحویل می‌دهند، مدارک‌شان کنترل می‌شود و کارت ورود به هواپیما را دریافت می‌کنند، مهمانداران وظیفه دارند نظم داخلی هواپیما را کنترل کنند بعد از ان یک متن برای خوش امدگویی خوانده می‌شود نکات ایمنی و موارد لازم برای پرواز را به اطلاع مسافران می‌رسانند.

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز