ختلانی

لغت نامه دهخدا

ختلانی. [ خ َ ] ( ص نسبی ) منسوب به ختلان. منتسب به ختلان. ( از فرهنگ شعوری ج 1 ص 385 ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به «ختلان » و «ختلی » شود.

فرهنگ فارسی

منسوب به ختلان منتسب به ختلان

جمله سازی با ختلانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سبل، اندکی پیش از مرگش، یک نجیب‌زاده ختلانی را که در منابع عربی بنام ابن ساعیجی ناموَر است، تا زمان برگشت پسرش (که در منابع عربی از او با نام هناش و در منابع چینی، با نام لو-کین-تسیه یاد شده‌است)، که به چین گریخته‌بود به نیابت سلطنت خود گماشت.

💡 سید شاگرد علی کنگرتی ختلانی Эшони Сайид Шогирдалӣ، پرچم‌دار اسلام و عدالت‌خواهی در تاجیکستان بود. وی به‌همراه شاگردانش بر علیهٔ سلطهٔ شوروی بر تاجیکستان جنگیده بود.

💡 از نمونهٔ اشعار اسکندر ختلانی شعری است که در کتاب ادبیات دوم دبیرستان چاپ شده است:

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز