لغت نامه دهخدا
خاکه زغال. [ ک َ / ک ِ زُ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خرده انگشت. ریزه زغال.
خاکه زغال. [ ک َ / ک ِ زُ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خرده انگشت. ریزه زغال.
خرده انگشت ریزه زغال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در زیر این میز و تشکیلاتی که وصفش رفت، یک منقل قرار میگیرد که حرارت مطبوع زیر کرسی را تأمین میکند. آماده کردن آن بهطور سنتی روشی مخصوص به خود را داشتهاست: ابتدا ته و درزهای منقلی را با گچ خیس کرده کاملاً میپوشاندند. سپس داخل آن را خاکستر الک کرده میریختند و وسط خاکسترها را گود کرده، خاکه زغال ریخته، آتش زغال میگذاشتند و باد میزدند تا آتش زغال به خاکه زغالها برسد. سپس به آهستگی و ملایمت روی آن را با کفگیر خاکستر داده، خاکسترهای دور منقل را به دور خاکهها و آتش رو برگردانده، فشرده و صاف میکردند. سپس منقل را برای از بین رفتن بوی زغال مدتی در فضای آزاد باقی گذاشته و سپس زیر کرسی قرار میدادند. هر چند ساعت یکبار یک لایه از خاکستر روی آن را پس زده، آتشش را تند میکردند. این روش آتش کردن مخصوص اولین منقلی بود که زیر کرسی قرار داده میشد. از اینجا به بعد، هربار منقل را «خاکه رو خاکه» میکردند. به این ترتیب که آتش باقیماندهٔ ته منقل را با خاکانداز برداشته، خاکه تازه در منقل ریخته، آتش را مجدداً رویش میریختند و خاکستر میدادند.
💡 یک روش دیگر برای تهیهٔ آتش، گلولهای بود که از خاکه زغال تهیه میشد. به این ترتیب که در تابستان خاکه زغالها را در طشت آبی میریختند، شنهای آن که تهنشین میشد، زغالهای روی آب مانده را جمع میکردند و با دست به شکل گلولههایی سفت و فشرده مانند کوفته برنجی درآورده و در آفتاب خشک میکردند. سپس در زمستان دو سه تا از این گلولهها را در اولین آتش در ته منقل گذاشته، رویش را خاکه و آتش میدادند و باقی مراحل به شکل مذکور اجرا میشد.