خاندان قلی

لغت نامه دهخدا

خاندانقلی. [ ن ِ ق ُ ] ( اِخ )دهی است از دهستان ییلاق بخش قروه شهرستان سنندج که در 76 هزارگزی شمال باختری قروه و ده هزارگزی شمال باختری چشمه منتش قراردارد. ناحیه ای است واقع در دشت و سردسیر. دارای 350 تن سکنه است که سنی مذهب و کردزبانند، این ده از چشمه مشروب میشود و محصولاتش غلات و لبینات است. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. صنایع دستی زنان قالیچه، جاجیم، گلیم بافی است و راه مالرو میباشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

جمله سازی با خاندان قلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در دوره نادری ساکنان بافت (طوایف اقطاع و افشار) از حمایت نادرشاه نه تنها بهره نجستند، بلکه گرفتار نادری نادرشاه شدند و همین بس وقتی که نادر به کرمان آمد، چون خاندان قلی بیگ افشار را فربه دید، فربه بودن خاندان قلی بیگ را بهانه قرار داد و سر او را در سوراخ تنگی در دیوار گذاشتند و با طناب و دو گاو سر از تن خاندان قلی بیگ جدا کردند.

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز