حسه

لغت نامه دهخدا

( حسة ) حسة. [ ح ِس ْ س َ ] ( ع اِ ) حالت. ( ناظم الاطباء ).
حسة. [ ح ِس ْ س َ ] ( اِخ ) نام وادی است.

فرهنگ فارسی

نام وادی است

جمله سازی با حسه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 1. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: كسى كه به فرياد مسلمانى برسد و اورا از غصه، گرفتارى و ورطه اى نجات دهد، خداوند ده حسه براى او مى نويسد، ده درجهاو را بالا مى برد و ثواب آزاد كردن ده بنده را به او عطا مى نمايد، ده عقوبت را از او دورمى نمايد و در روز قيامت ده شفاعت برايش آماده مى نمايد.

💡 به عنوان مثال، طایفه خلکانلو و حسه سوری به ترتیب در ۱۸ جولای و ۲ آگوست بمباران شدند.