لغت نامه دهخدا
حابر. [ ب ِ ] ( اِخ ) ( قسم خوردن ) شخصی قنیی که شوهر یائیل قاتل سیسرا بود. و او ظاهراً از طائفه خود عزلت گزیده زندگانی بسر همی برد و صاحب جاه و رتبه بودو ذریه او را حابریان گویند. ( قاموس کتاب مقدس ).
حابر. [ ب ِ ] ( اِخ ) ( قسم خوردن ) شخصی قنیی که شوهر یائیل قاتل سیسرا بود. و او ظاهراً از طائفه خود عزلت گزیده زندگانی بسر همی برد و صاحب جاه و رتبه بودو ذریه او را حابریان گویند. ( قاموس کتاب مقدس ).
قسم خوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیسرا که سپاهش از بنیاسرائیل شکست خوردهبود به چادر یاعیل پناهبرد، زیرا کنعانیها با قبیلهٔ حابر در صلح بودند. یاعیل از او پذیرایی نمود، ولی هنگامی که سیسرا خفتهبود وی را با میخ چادری که بر شقیقهاش کوبید به قتلرساند. بدینسان پیشبینی دبوره مبنی بر از پای افتادن سیسرا به دست یک زن به واقعیت پیوست. یاعیل برای این کار در کتاب داوران مورد ستایش قرار گرفتهاست.
💡 یاعیل (و یا یائِل) (به عبری: יָעֵל) (jaˈʔel) بر اساس کتاب مقدس زن حابر قینی بود. او در جریان جنگ میان دبوره و باراق با کنعانیها، سیسرا را کشت.