لغت نامه دهخدا
عزلت گزیده. [ ع ُ ل َ گ ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آنکه تنهائی و گوشه نشینی و خلوت را دوست میدارد. ( ناظم الاطباء ). عزلت دوست. عزلت گزین. و رجوع به عزلت دوست شود.
عزلت گزیده. [ ع ُ ل َ گ ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آنکه تنهائی و گوشه نشینی و خلوت را دوست میدارد. ( ناظم الاطباء ). عزلت دوست. عزلت گزین. و رجوع به عزلت دوست شود.
آنکه تنهائی و گوشه نشینی و خلوت را دوست میدارد عزلت دوست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز جور آدمی عزلت گزیده است پری را چشم کس زان رو ندیده است
💡 دانندگان که وقت جهان خوش بدیدهاند خوش وقتشان که گوشه عزلت گزیدهاند
💡 عزلت گزیده ایم به عزت رسیده ایم صحت شدیم تا که ز صحبت بریده ایم
💡 ز دنیا فارغ و دولت گزیده گرفته گوشه و عزلت گزیده
💡 خواجو برو بچشم تأمل نگاه کن بر اهل دل که گوشه ی عزلت گزیده اند
💡 عزلت گزیده بودم و کاری گرفته پیش یارم ز در درآمد و کارم به هم بزد