جوز السرو
لغت نامه دهخدا
جوزالسرو. [ ج َ زُس ْ س َرْوْ ] ( ع اِ مرکب ) از داروهاست. ( ذیل اقرب الموارد از تاج العروس ). ثمره سرو آزاد است. ( نزهةالقلوب ). گوز سرو. بار درخت سرو. ( تحفه حکیم مؤمن ). و آن ضماد فتق است. ( قانون بوعلی سینا ). سره و خشک است در دوم، اعصاب را قوت دهد و قطع خون کند و زنی که رحمش بیرون آمده باشدچون در آب آن نشیند نفع رساند و شربتی از او نیم درم است و بدل آن به وزنش ابهل. ( تحفه حکیم مؤمن ).
فرهنگ فارسی
مسوه درخت سرو
جمله سازی با جوز السرو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرو ناز (در طب سنتی بخاطر میوهاش جوز السرو نامیده میشود) (نام علمی: Cupressus sempervirens) درختی است همیشهسبز از دسته مخروطیان (Pinophyta) رده ناژویان (Pinopsida)، راسته کاجسانان (Pinales)، تیره سرویان (Cupressaceae)، سرده سرو (Cupressus).