لغت نامه دهخدا
سرو ترکستانی. [ س َرْ وِ ت ُ ک ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) زَرْنَب. رجل الجراد. ( منتهی الارب ). گیاهی است خوشبو و در طب بکار است. ( یادداشت مؤلف ).
سرو ترکستانی. [ س َرْ وِ ت ُ ک ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) زَرْنَب. رجل الجراد. ( منتهی الارب ). گیاهی است خوشبو و در طب بکار است. ( یادداشت مؤلف ).
زرنب رجل الجراد. آن گیاهی است خوشبو و در طب بکار است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرش را میتوان طبقهبندی شده توسط منطقه خود را از مبدأ که هر کدام نشان دهنده رشتههای مختلف از سنت: فرش ایرانی، فرش پاکستانی، فرشهای عربی، فرشهای آناتولی (ترکی)، فرشهای کردی، فرشهای قفقازی، فرش آسیای مرکزی، فرشهای ترکستانی یا ترکمنهای ترکستان، فرش چینی، فرش تبتی و فرش هندی.
💡 شانزدهمین روز ماه دی که به نام ایزدمهر نامگذاری شده جشن گاوگیل یا کاوکیل واقع بودهاست. سبب این جشن را گفتهاند مملکت ایران در این روز از ترکستان جدا شده و گاوهایی که ترکستانیان از ایرانیان به یغما برده بودند، پس گرفتهشد.