لغت نامه دهخدا
جسم مطلق. [ ج ِ م ِ م ُ ل َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مراد به آن جسم است بطور کلی اعم از جسم طبیعی و تعلیمی بدون توجه به تعیین و حدود آن. ( از فرهنگ علوم عقلی از مصنفات بابا افضل ). و رجوع به حکمة الاشراق ص 77، 192 و 293 شود.
جسم مطلق. [ ج ِ م ِ م ُ ل َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مراد به آن جسم است بطور کلی اعم از جسم طبیعی و تعلیمی بدون توجه به تعیین و حدود آن. ( از فرهنگ علوم عقلی از مصنفات بابا افضل ). و رجوع به حکمة الاشراق ص 77، 192 و 293 شود.
مراد به آن جسم است بطور کلی اعم از جسم طبیعی و تعلیمی بدون توجه به تعیین و حدود آن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اختلاف آثاری که در اجسام گوناگون جهان دیده میشود، ایجاب میکند که به حسب اختلاف آثار جسمانی، تقسیم دیگری در صورت انجامگرفته و در نتیجه، جسم مطلق با توجه به صورتهای تازهٔ جوهری که پیدا میکند، به اقسام مختلفی تقسیم شود. در حقیقت با ترکیب هیولی و صورت جسمیه، جسم پیدا میشود و این نقطهٔ شروع ترکیبهای بعدی است. هر ترکیب جدیدی، خواص تازهای ایجاد میکند تا جایی که ترکیبات خاتمه مییابند. هر ترکیب تازه، دارای خواص تازه بوده و یک «صورت نوعیه» مخصوص به خود را دارد و همچنین مجموع چندین نوع که نوع تازهای به وجود میآورند، «ماده» برای صورت نوعیه جدید هستند. و در نهایت مجموع صورت و ماده یک نوع جدید هستند با توجه به آنچه گفته شد، میتوان صورت را به دو نوع صورت جسمیه و صورت نوعیه تقسیم کرد.