لغت نامه دهخدا
جسته گریخته. [ ج َ ت َ / ت ِ گ ُ ت َ / ت ِ ] ( ق مرکب ) ندرتاً. گاهگاه. اتفاقی. بندرت. کم. اندک. قلیل. تک تک. گاهگاهی. گاهی دون گاهی. گاهی گاهی. نادراً. جسته جسته.( از یادداشت مؤلف ): جسته گریخته شنیده میشد که...
جسته گریخته. [ ج َ ت َ / ت ِ گ ُ ت َ / ت ِ ] ( ق مرکب ) ندرتاً. گاهگاه. اتفاقی. بندرت. کم. اندک. قلیل. تک تک. گاهگاهی. گاهی دون گاهی. گاهی گاهی. نادراً. جسته جسته.( از یادداشت مؤلف ): جسته گریخته شنیده میشد که...
( ~. گُ تِ ) (ق. ) ۱ - گه گاه، به ندرت. ۲ - کم و بیش.
گه گاه، به ندرت.
کم و بیش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنچه برکشلی را در میان موسیقیدانان قبل و بعد از او متمایز میکند، تسلط او بر مبانیِ علمی غیرموسیقایی همانند فیزیک و آکوستیک است. وی در نتیجة این تواناییها و بهکارگیری روشهای علمی، به مقدمات جامعی از اصول اولیه جمالشناسی موسیقی سنتی (ردیف) دست یافت که جسته گریخته در آثار او منعکس شدهاست. محور اصلی تحقیقات وی برمبنای شناخت اصولِ پردگانی و مختصات فیزیکی نسبتهای فواصل مخصوص موسیقی ایرانی است که در کتاب مهم او گامها و دستگاههای موسیقی ایرانی مشهود است.
💡 ناپلئون در طول لشکرکشی به مصر از طریق روزنامهها و پیغامهای جسته گریختهای که به او میرسید در جریان اوضاع داخلی فرانسه و اروپا قرار میگرفت و به این ترتیب از شکست فرانسه در جنگ ائتلاف دوم خبردار شد. وی در ۲۴ اوت ۱۷۹۹ از غیبت موقت کشتیهای انگلیسی در سواحل فرانسه استفاده کرد و بدون آن که دستوری در این مورد داشته باشد، به فرانسه بازگشت و فرماندهی نیروها در مصر را به ژنرال کلیبر (به فرانسوی: Jean-Baptiste Kléber) سپرد.