تیمار کردن

لغت نامه دهخدا

تیمار کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب )پرستاری کردن. ( از ناظم الاطباء ). تعهد و غمخواری و حراست و مواظبت حال کسی کردن. توجه و مراقبت کردن ازکسی یا بیماری یا چیزی: و چون او نیز از دنیا برفت پسر او احمدخان پادشاه شد. این شمس آباد راتیمار نکرد تا خراب شد. ( تاریخ بخارا ص 35 ). خاندانهای بزرگ قدیم را تیمار کردی و مردمان اصیل را نیکو داشتی هم از عرب و هم از عجم. ( تاریخ بخارا ص 70 ).
یکی عاطفت سیرت خویش کرد
درم داد و تیمار درویش کرد.سعدی ( بوستان ).|| با شال و قشو، بدن اسب و دیگر ستور را مالش دادن. ( ناظم الاطباء ). با شانه؛ یعنی پشتخوار یا قشو، گرد و موی زاید را از تن اسب و استر و... گرفتن. قشو کردن. مالیدن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

جمله سازی با تیمار کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 معمولاً تیمار کردن و نگهداری از گله؛ کار سخت و مشقت باری است. به همین دلیل هم گاومیش داری یک شغل خانوادگی محسوب می‌شود. هر گاومیش؛ عضوی از خانواده محسوب می‌شود که گاه تا ۳۰ الی ۴۰ سال در کنار آنها زندگی می کند؛ در نتیجه افراد خانواده تک تک حیوانات را با نام و خصوصیات رفتاری مخصوص به خود می‌شناسند.

💡 آن‌ها راه‌های گوناگونی برای برقراری ارتباط دارند از جمله می‌توان به درآوردن صداهایی از خود، تیمار کردن، لمس یکدیگر و زبان بدن اشاره کرد.

💡 پرستش = پرستیدن، پرستاری کردن، تیمار کردن، نگهداری کردن

تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز