تمام کمال
مترادفها
کامل، بیعیب، بینقص، تمام و کمال
لغت نامه دهخدا
تمام کمال. [ ت َ ک َ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) تمام و کمال. بی کم و کاست. کاملاً بی نقص و کاستی: بدهی خود را تمام کمال پرداخت. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به تمام و دیگر ترکیبهای آن شود.
جمله سازی با تمام کمال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قضا عبارت است از حضور تمام موجودات در عالم عقلی، به نحو کلی و اجمالی و بر سبیل ابداع، در حالی که قدر عبارت است از وجود عینی و خارجی موجودات به نحو تفصیلی، و عنایت عبارت است از علم خداوند به موجودات به بهترین نظام و علم او به آلاتی که باید برای هر موجودی وجود داشته باشد، به نحوی که تمام کمالات ممکنه برای موجودات مترتب بر آن عنایت است.
💡 در طول حل تعارض بین خودمختاری و سودرسانی ممکن است ظرفیت افراد برای تصمیمگیری آگاهانه مورد بحث قرار گیرد. نقش تصمیم گیرندههای پزشکی جانشین گسترش اصل خود مختاریست. به عبارت دیگر، ممکن است خودمختاری و سودرسانی/عدم ضرررسانی هم پوشانی داشته باشند. برای مثال ممکن است نقض خودمختاری فرد باعث کاهش اعتماد و اطمینان جوامع و گروهها به خدمات پزشکی شود و بعدها این افراد کمتر تمایل به جستجوی حمایت داشته باشند و این مسئله نیز به نوبه خود باعث عدم توانایی برای اِعمال اصل سودرسانی میشود. سودرسانی یک تعهد ارزشمند برای بعضی افرادست. کسانی که میخواهند سختیها را پشت سر گذاشته و تحت شرایط و موقعیتهای سخت وظیفه خود را تمام کمال انجام دهند، موقعیتهایی که بهطور مستقیم با افراد جویای اتانازی مرتبط نیست. همچنین ممکن است اصول خودمختاری و سودرسانی / عدم ضرررسانی یافته و اثرات آنها بر بستگان بیماران یا حتی پرسنل درمانی، کل جامعه و حوزه اقتصادی در حین تصمیمگیری پزشکی را نیز در بربگیرند.