لغت نامه دهخدا
تلسین. [ ت َ ] ( ع مص ) زبانه دار کردن. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). چیزی را زبانه کردن. ( آنندراج ).
تلسین. [ ت َ ] ( ع مص ) زبانه دار کردن. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). چیزی را زبانه کردن. ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سه دوربین برای فیلمبرداری استفاده شد که دو تای آنها ساخت پاناویژن بودند و یکی دیگر نیز بدست خود فریک برای فیلمبرداری فاصلههای زمانی طراحی شدهبود. صحنهها را بر نوارهای نگاتیو ۶۵ میلیمتری فیلمبرداری کرده و به فرمت دی سی پی (بسته سینمای دیجیتالی) تبدیل میکردند. مگدیسون این پروسه را چنین بیا کردهاست: «ما از دو روش که فکر میکنیم بهترین تکنولوژیهای حاضر هستند استفاده کردهایم؛ به بهترین شکل فیلمها را گرفته و به بهترین شکل خروجی تبدیلش میکنیم. با اینکار در بخش دیجیتالی میتوانیم تصاویر را بهتر کرده و ذخیره کنیم.» آنها در باراکا نگاتیوها را با بریدن ویرایش میکردند اما در اینجا آنها را اسکن کرده و به صورت دیجیتالی تدوین کردند. آنها از پروسه تلسین برای فرمت فیلم به پرورس برای ویرایش آن بهره بردند.