لغت نامه دهخدا
تخم گذاری. [ ت ُ گ ُ ] ( حامص مرکب ) عمل تخم گذاشتن مرغان و حشرات و ماهیان و دیگر جانوران تخم گذار: هنوز فصل تخم گذاری مرغان آبی فرانرسیده است.
تخم گذاری. [ ت ُ گ ُ ] ( حامص مرکب ) عمل تخم گذاشتن مرغان و حشرات و ماهیان و دیگر جانوران تخم گذار: هنوز فصل تخم گذاری مرغان آبی فرانرسیده است.
۱- تخم گذاشتن بیضه نهادن. ۲- دوران تخم گذاشتن مرغان و پرندگان.
تُخم گُذاری (oviparous)
روش تولیدمثل در جانورانی که ماده آن ها تخم می گذارد. و برخلاف جانوران زنده زا و بچه زا، تخم در خارج از بدن ماده تکوین می یابد. این حالت متداول ترین شکل تولیدمثل است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تِمساحها یا تمساحهای راستین (زیرخانوادهٔ Crocodylinae) خزندگانی بزرگ و دارای چهار دست و پا هستند که در آب به راحتی شنا کرده و نیمه آبزی هستند. این جانوران همیشه در آب نمیمانند و در خشکی تخم گذاری میکنند. این جانوران دارای فک و دندانهای بسیار نیرومند بوده و به خانوادهٔ تمساحان تعلق دارند. این خزنده در مناطق مختلفی چون آفریقا، آسیا، آمریکا و استرالیا زندگی میکند. تمساحها در رودخانهها و دریاچهها و سرزمینهای مرطوب و در آبهای شیرین و گاهی در آب لبشور یا آب شور زندگی میکنند.
💡 از آفات مهم گلوکسینیا، مگس سفید، کنه ها، تریپس ها، شپشک ها می باشند.تخم گذاری مگس سفید گلخانه در گلوکسینیا بر خلاف دیگر گیاهان، بر سطح بالای برگ می باشد. تریپس ها بیشترین خسارت را به گلهای شکفته شده وارد می کنند و تخم گذاری آنها در داخل گل و اطراف پرچم و مادگی صورت می گیرد. همچنین شپشک آردآلود بیشتر در قسمت داخلی کاسبرگ از گیاه تغذیه می کند و مانع رشد غنچه می شود.