تعریف «تاریخ» در لغت به معنای تعیین وقت و زمان وقوع یک رویداد است، اما در علوم قرآنی، تاریخ تفسیر به دانش مستقلی اطلاق میشود که به شرح سرگذشت تفسیر قرآن و تفاسیر آن، و همچنین بررسی تحولات، سیر تطور و تکامل این علم از زمان پیامبر اکرم تا به امروز میپردازد. بدون تردید، درک بخش بزرگی از معارف قرآنی نیازمند تفسیر دقیق و تلاشهای علمی متناسب با آن است؛ نیازی که با گذشت زمان فزونی یافته و منجر به پدید آمدن علمی به این نام و تدوین کتب تفسیری فراوان شده است. این دانش تاریخی، ما را با مفسران، آثار تفسیری، فراز و نشیبها و تغییر و تحولات این حوزه آشنا میسازد و شناخت نقاط قوت و ضعف روشها، مکاتب و نظریات مطرح شده را میسر میسازد.
آشنایی کامل با آن، نقشی اساسی و مؤثری در استفاده بهینه و کارآمد از علم تفسیر دارد. با توجه به جایگاه تفسیری قرآن به عنوان یکی از مهمترین، ضروریترین و اثرگذارترین علوم در حیات مادی و معنوی انسان، و با در نظر گرفتن این حقیقت که انسان بدون بهرهگیری از آن نمیتواند به هدف نهایی و کمال مطلوب خود دست یابد، دانش تاریخ تفسیر میتواند سهم بسزایی در مسیر سعادت و تعالی فردی ایفا نماید. این علم یک بستر شناختی فراهم میآورد تا مفسران امروزی، میراث علمی گذشتگان را درک کرده و از تجربیات تاریخی برای ارتقاء روشهای تفسیری خود استفاده کنند.
در زمینه تألیفات مستقل، پیش از این کتابی با عنوان مشخص «تاریخ تفسیر» به صورت مستقل نگاشته نشده بود و مباحث مرتبط با آن در میان کتب دیگر پراکنده بود. رجالینویسان و فهرستنگاران تنها به ذکر اجمالی مفسران و تفاسیر آنها بسنده کردهاند. برخی از مفسران بزرگ مانند شیخ طوسی، ابن عطیه و ابن عاشور، در مقدمه تفاسیر خود، اشاراتی مختصر به برخی مباحث تاریخ تفسیر نمودهاند. همچنین، مراغی در مقدمه تفسیر خود، طبقات مختلف مفسران و اعضای هر طبقه را به صورت خلاصه معرفی کرده است. علاوه بر این، برخی از محققان علوم قرآنی، از جمله سیوطی در کتاب الإتقان فی علوم القرآن (نوع ۸۸) و زرقانی در مناهل العرفان فی علوم القرآن (مبحث ۱۲)، هرچند به اختصار، به این موضوع پرداختهاند. در نهایت، جمعی از نویسندگان کتبی را صرفاً برای شناساندن مفسران و تفاسیر آنان تألیف نمودهاند که هرچند مستقل نبودهاند، اما سنگ بنای این رشته محسوب میشوند.