تار و طنبور

لغت نامه دهخدا

تار و طنبور. [ رُ طَم ْ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) رجوع به تار و تنبور شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- تار همراه تنبور. ۲- همه گونه آلات سازندگی و نوازندگی.

جمله سازی با تار و طنبور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و آنچه معهود داريم از حال جعفر از اهل بلد عسكر و حواشى مردان و زنان كه هر وقت واردخانه آن حضرت مى شديم، شكايت مى كردند به ما از جعفر و مى گفتند كه او جامه هاىرنگين زنانه مى پوشد و براى او تار و طنبور مى زنند و شرب خمر مى كند و درهم ودينار و خلعت به اهل خانه بذل مى كند كه ايناعمال را بر او كتمان كنند، پس آنها را از او مى گيرند و كتمان نمى كنند.

💡 عياشى، سيره مشترك همه خلفاى عباسى بود.(217) داستان هاى خوشگذرانى وبساطهاى عياشى و بزم هاى شبانه خلفاى عباسى رسواتر از آن است كه احتياجى بهاستشهاد و نمونه داشته باشد؛ زيرا كتاب هاى تاريخ و ادب (218) مشحون از اينگونه شواهد است (219) ((خلفاى عباسى ))بيشتر دوران زندگى ننگين خود را ميانجام هاى شراب و آغوش ‍ كنيزان زيبا به سر مى بردند. بهترين هديه براى آنان،شراب ناب بود و كنيزان ماهرو.(220) ((تنوخى ))قاضى ((بصره ))، وضعخليفه عباسى زمان خود را چنين وصف مى كند:نشا بين طنبور وزق و مزمرو فى حجر شاد او على صدر ضارب (221) ((خليفه ميان تار و طنبور، باده و عود و در دامن خواننده اى، و يا بر روى سينه نوازندهاى به سر مى برد.))

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز