بینشور

مترادف‌ها

پرشور، پرهیجان، پرانرژی

متضادها

آرام، ساکت

لغت نامه دهخدا

بینشور. [ ن ِ وَ ] ( ص مرکب ) دارای بینش:
یا از آن دریا که موجش گوهر است
گوهرش گوینده و بینشور است.مولوی.و رجوع به بینش شود.

جمله سازی با بینشور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اما فیلسوف (فرزانه) در نگاه افلاطون کیست؟ در یک سخن فیلسوف شیدای معرفت است و عاشق تمام معشوق را دوست دارد. فیلسوف توانایی این را دارد که ژرفا و راستی بنیادی و تباهی ناپذیر اشیاء یعنی مانند (یا ایده) آن‌ها را با اندیشه و بینشی تام بنگرد. و این در برابر دیگر کسان است که تنها توانایی دریافت چیزهای بسیار را دارند. برای نمونه فرد عادی از زیبایی تنها رنگ‌ها و آواها را ادراک می‌کند که دستخوش نادرستی و تباهی هستند اما یک فرزانه می‌تواند در سایهٔ بینشوری و عقلانیت به مثال زیبایی دست یابد؛ بنابراین تنها فرزانگان هستند که می‌توانند جامعهٔ مثالی و آرمانی را درک کنند و آن را پیاده نمایند. افلاطون برای حکومت داری ناخدای کشتی را مثال می‌زند که برای ادارهٔ کشتی نیاز به ویژگی‌های ذاتی و تربیت به خصوص دارد و هر کسی را توان ادارهٔ کشتی نیست.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران