بپا کردن

لغت نامه دهخدا

بپا کردن. [ ب ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بپای کردن. بر پا کردن. سر پا نگاه داشتن. بلند کردن. افراختن.
- خیمه بپا کردن.
|| شروع کردن. راه انداختن. قائم ساختن:
این سخن پایان ندارد ای کیا
بحث بازرگان و طوطی کن بپا.مولوی.- هنگامه بپا کردن؛ معرکه راه انداختن.

فرهنگ فارسی

برپا کردن سرپا نگاهداشتن

جمله سازی با بپا کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 " در ماه مه - ژوئن ۱۹۳۷، هنگامی که گروه های متعصب در لکهنو و غازی پور جنجال بپا کردن، اوضاع به خشونت کشیده شد. در غازی پور توسط یک گروه اهل سنت که از جون پور به این شهر آمده بودند، مشکل ایجاد شد. اوباش ها به سوزاندن و غارت اموال پرداختند. آنها به میل خود کشتند. غرولند تابستان اون سال ادامه یافت و اختلافات فرقه ای که تا آن زمان خفته بود، به یک اتفاق عادی زندگی روزمره لکهنو تبدیل شد. در طی دو سال آینده مشکلات بیشتری به‌وجود آمد، که با حکم کمیته ای منصوب دولت علیه مدح صحابه در لکهنو، فراگیر تر شد. گندش در آمد. حسین احمد مدنی (۱۸۷۹–۱۹۵۷)، رئیس حوزه علمیه مشهور در دیوبند، به همراه دیگر رهبران جمیعت علمای هند، وارد صحنه شد. او طرفدار این نافرمانی مدنی بود. هزاران نفر به حکم او توجه کردند و خواستار بازداشت شدند. او اگرچه بظاهر طرفدار پرشور سیاست ملی گرایی سکولار حزب کنگره ملی هند و منتقد اصولی "نظریه دو ملت" بود، اما شورهای فرقه ای بین مسلمانان را بی وقفه برانگیخت. وی در یک جلسه عمومی در لکنو در ۱۷ مارس ۱۹۳۸ سخنرانی کرد که در آن مولوی عبدالشکور، و مولوی ظفرالملک، نماینده برجسته جنبش مدح صحابه در لکهنو، هم شرکت کردند. "

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز