برونوس

لغت نامه دهخدا

برونوس. [ ب َ ] ( اِ ) لشکر و لشکری. ( برهان ) ( آنندراج ). برونوش. || ( اِخ ) نام سرلشکری و سپهبدی بوده است. ( برهان ) ( آنندراج ). برونوش.

فرهنگ فارسی

لشکر و لشکری برونوش.

جمله سازی با برونوس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سنونس بدون اینکه به سرزمین‌های اطراف آسیبی برساند سپاه خود را ۱۲۰ کیلومتربه سمت روم پیش می‌راند و بعد از غارت، سنونس روم را ترک می‌کند. پس از آن بزودی دیکتاتور فوریوس کامیلوس در توسکالوم، برونوس را شکست می‌دهد. بعد از این واقعه روم با عجله بناهایش را باز سازی می‌کند و آماده حمله می‌شود.

💡 در ۳۸۷قبایل سنونس‌ها از شرق ایتالیا به رهبری برونوس در جنگ آلیا در اتروریا رومی‌ها را شکست دادند؛ و روم را غارت و سوزاندند.

💡 م توسط گلها و به رهبری برونوس انجام شده بود.

💡 مارکوس گراکوس در سده سیزدهم در کتاب «Liber Ignium»، صمغ انزروت را از اجزای آتش یونانی برشمرده است. برونوس کالابریایی، جراح قرن شانزدهم، برای شکستگی جمجمه گچی را متشکل از صمغ انزروت، گاودانهٔ تلخ، خون اژدها و مر مکی توصیه می‌کند.

شکوه کردن یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز