ایستگاه اقلیم شناسی
مترادفها
ایستگاه هواشناسی
فرهنگستان زبان و ادب
{climatological station} [علوم جَوّ] ایستگاهی برای کسب داده های اقلیم شناختی
جمله سازی با ایستگاه اقلیم شناسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پیلمبرا، روستایی از توابع بخش پرهسر شهرستان رضوانشهر در استان گیلان ایران است. ایستگاه اقلیم شناسی پیلمبرا (نهالستان) در نسخه قدیمی کتاب آب و هوای ایران (تالیف دکتر بهلول علیجانی، انتشارات پیام نور) پربارشترین نقطه ایران معرفی شده بود.
💡 دانشمندان در ایستگاه اقلیم شناسی منطقه، به طور مداوم دادههای مربوط به تغییرات دما و میزان بارش را برای پیشبینی آینده ثبت میکنند.
💡 بر اساس گزارشهای رسیده از ایستگاه اقلیم شناسی، احتمال وقوع طوفانهای شدید در روزهای آینده بسیار زیاد است و مردم باید آماده باشند.
💡 تجهیزات پیشرفتهای در این ایستگاه اقلیم شناسی نصب شده است تا دقیقترین اطلاعات را درباره وضعیت جوی و تغییرات آب و هوایی ارائه دهد.