افطار کردن

لغت نامه دهخدا

افطار کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) روزه شکستن.روزه گشادن. افطار. ناشتا شکستن. روزه بازکردن. ( یادداشت مؤلف ): اگر باتفاق شبی در وثاق او بماندی بقرصی جوین افطار کردی. ( سندبادنامه ص 191 ).
تا برویش گرفته ام روزه
جزبیادش نکرده ام افطار.خاقانی.یکی ضعیف که بهر سه شب افطار کردی و آن دگر قوی که روزی سه بار خوردی. ( گلستان ).
بگفت ای فلان ترک آزار کن
یک امشب بنزد من افطار کن.سعدی.غم روزه بر من بسی بار کرد
چو ساغر بمی باید افطار کرد.ملاطغرا ( از آنندراج ).و رجوع به افطار شود.

جمله سازی با افطار کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سید جلیل، جناب آقا سید علی‌نقی کشمیری فرزند صاحب کرامات باهره، مرتضی کشمیری، فرمود: شنیدم از فاضل محترم جناب آقای سید عباس لاری که فرمود: در اوقات مجاورت در نجف اشرف برای تحصیل علوم دینیه، روزی از ماه مبارک رمضان، طرف عصر خوراکی برای افطار خود تدارک کرده، در حجره گذاردم و بیرون آمده، در را قفل کردم و پس از ادای نماز مغرب و عشا و گذشتن از شب برگشتم مدرسه برای افطار کردن. چون به در حجره رسیدم، دست در جیب نموده، کلید را نیافتم. اطراف داخل مدرسه را فحص کردم و از بعض طلاب که در مدرسه بودند، پرسش نمودم. کلید را نیافتم. بواسطهٔ فشار گرسنگی و نیافتن راه چاره، سخت پریشان شدم. از مدرسه بیرون آمده، متحیرانه در مسیر خود تا به حرم می‌رفتم و به زمین نگاه می‌کردم. ناگاه مرحوم حاج سید مرتضی کشمیری اعلی الله مقامه را دیدم. سبب حیرتم را پرسید. مطلب را عرض کردم. پس با من به مدرسه آمدند. نزد حجره‌ام فرمودند: می‌گویند نام مادر موسی را اگر کسی بداند و بر قفل بسته بخواند، باز می‌شود. آیا جدهٔ ما حضرت فاطمه علیها السلام کمتر از اوست؟ پس دست به قفل نهاد و ندا کرد «یا فاطمه». قفل باز شد.

جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز