لغت نامه دهخدا
اصحاب بوحنیفه. [ اَ ب ِ ح َ ف َ ] ( اِخ ) اصحاب ابوحنیفه نعمان بن ثابت. اصحاب رای: ابوالعباس را هم از اصحاب بوحنیفه شمرده اند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 195 ). و رجوع به اصحاب رای شود.
اصحاب بوحنیفه. [ اَ ب ِ ح َ ف َ ] ( اِخ ) اصحاب ابوحنیفه نعمان بن ثابت. اصحاب رای: ابوالعباس را هم از اصحاب بوحنیفه شمرده اند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 195 ). و رجوع به اصحاب رای شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روایتی نیز از نجمالدین راوندی بیان شده، بدین مضمون که ابوحنیفه پس از درخواست یاری از خداوند در صورت بر حق بودنش در خانهٔ کعبه، آوازی از هاتف بدین مضمون شنید که حق گفتی و رایت مذهب تو افراشته و صفهٔ اعتقاد تو نگاشته خواهد بود مادام که شمشیر در دست ترکان حنفیمذهب باشد. راوندی نیز از مقام و ارجمندی مذهب حنفی بدینگونه یاد کرده که حمایت ترکانی را دارا بود که با نیروی شمشیر، بر عرب و عجم و روم و روس غالب شدند و همچنین میگوید که سلاطین آل سلجوق چندان تربیت علمای اصحاب بوحنیفه کردهاند که اثر محبت ایشان در دل پیر و جوان مانده است. میتوان گفت که حاکمان پس از طغرل نیز متمایل به مذهب حنفی بودهاند و حتی در آن کوشش فراوان داشتند.