لغت نامه دهخدا
اشی ونگوهی. [ ] ( اِخ ) رجوع به اشیش ونگوهی شود.
اشی ونگوهی. [ ] ( اِخ ) رجوع به اشیش ونگوهی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «۱-هرمزد یا اهور مزد، ۲-بهمن یا وهونه، ۳-اردیبهشت یا آش وهشت، ۴-شهریور یا خشتروئیریه، ۵-سفندارمذ یا سپنت آرمئیتی، ۶-خرداد یا هوروتات، ۷-امرداد یا امرتات، ۸-دی به آذر یا دنوش، ۹-آذر یاآتر، ۱۰-آبان یاابم، ۱۱ -خورشید، ۱۲ -ماه یا ماونگه، ۱۳-تیر، ۱۴-گوش، ۱۵-دی به مهر یادتوش، ۱۶-مهر، ۱۷ -سروش، ۱۸-رشن، ۱۹-فروردین، ۲۰-بهرام یا ورثرغن، ۲۱-رام، ۲۲-باد یا وات، ۲۳-دی به دین یا دئوش، ۲۴-دین، ۲۵-ارد یا اشی ونگوهی، ۲۶ -ارشتات، ۲۷-آسمان، ۲۸-زامیاد یا زم، ۲۹-ماراسپند، ۳۰-انیران یا انغررئوجاو.»(۶)
💡 اَرت یا اَرد یا اَشی در اوستا اشی ونگوهی از جمله ایزدان دین زرتشتی است. در اوستا گاهی اسم مجرد و به معنی توانگری و بخشایش و برکت و نعمت و مزد و پاداش و بهره است و گاهی اسم خاص ایزدی است که نگهبانی ثروت و دارائی به عهدهٔ اوست. ارت مثل سفندارمذ و ناهید و چیستا (فرشتهٔ علم) مؤنث تصور شدهاست. ایزدی است که در جهان مادی ثروت و نعمت و جلال و خوشی دینداران از پرتو اوست. در جهان معنوی و در روز واپسین پاداش اعمال نیک و سزای کردار زشت به دستیاری او بخشیده خواهد شد. در گاتها از او اسم برده شدهاست. گذشته از امشاسپندان (وهومن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمذ، خرداد، امرداد) و آذر و سروش و ارت دیگر به اسامی هیچیک از فرشتگان و ایزدان مزدیسنا در گاتها برنمیخوریم، در قسمتهای دیگر اوستا نیز ارت گاهی اسم مجرد و گاهی اسم فرشته است.