لغت نامه دهخدا
استئثار. [ اِ ت ِءْ ] ( ع مص ) رجوع به استیثار شود.
استئثار. [ اِ ت ِءْ ] ( ع مص ) رجوع به استیثار شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ان للوالى خاصة وبطانة فيهم استئثار وتطاول و قلة انصاف فى معاملة فاحسم مادة اولئك بقطع اسباب تلكالاءحوال؛ (196) براى زمامدار، خاصان و نزديكانى است كه خودكامه و خودخواهبوده، و دست تعدى به طرف مردم دراز مى كنند، و در داد و ستد با مردم عدالت و انصافرا رعايت نمى كنند. پس ريشه ستم آنان را با قطع كردن و دور ساختن موجبات آن صفاتاز بين ببر.
💡 ان للوالى خاصة و بطانة فيهم استئثار وتطاول و قلة انصاف فى معاملة فاحسم مادة اولئك بقطع اءسباب تلكالاحوال؛ (16) همانا براى زمامدار، خواص و نزديكانى است كه خودكامه و خودخواهبوده و دست تعدى به سوى مردم دراز مى كنند، و انصاف را رعايت نمى كنند؛ پس ريشهستم آنان را با قطع كردن موجبات آن، از بين ببر
💡 از نحوه ى كار آن ها (خلفا و صحابه ) حقانيت و عدم حقانيت آن ها معلوم مى شودمانند عملكرد حضرت امير - عليه السلام - و معاويه درباره ى بيتالمال. كار معاويه در تصرف و تقسيم بيت المال به حدى عجيب بود كه ابنزبير براى عبدالله بن عمر نوشت: معاويه بيتالمال را استئثار مى كرد!(139) به گونه اى كه حتى ابن زبير آن چنانى نمىخواست مثل معاويه و يزيد باشد!