اروم
لغت نامه دهخدا
اروم. [ اَ ] ( ع اِ ) بن درخت. || بُن ِ سُرون. ( منتهی الارب ). بن شاخ.
اروم. [ اُ ] ( ع اِ ) ج ِ اِرَم و اَرِم و اَرومة و اُرومة. || اروم رأس؛ طَرَفهای سر. || ( اِخ ) قبور عاد.
اروم. [ ] ( اِخ ) موضعی بجنوب قاین.
اروم. [ اَ / اُ ] ( اِخ ) کوهی است بنی سُلیم را. مُضرس بن ربعی الاسدی گوید:
قفا تعرفا بین الدحائل و البتر
منازل کالخیلان أو کتب ِ السطرِ
عَفتها السّمی المدجِنات ُ و زعزعَت
بهن ریاح الصیف شهراً الی شهرِ
فلما عَلا ذات الارُوم ظعائن ُ
حسان ُ الحمول من عریش و من خدرِ.
و در قول جمیل بعضی آنرا بضم همزه روایت کرده اند:
لو ذقت ما أبقی أخاک برامة
لعلمت أنک لاتلوم ُ ملیما
و غداةَ ذی بقر أسِرﱡ صبابةً
و غداة جاوزن الرکاب أرُوما.( معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
جمع ارم
موضعی بجنوب قاین
دانشنامه عمومی
آروم. آروم ایتالیکوم ( نام علمی: Arum italicum ) نام یک گونه از سرده کارده است. این گیاه در کوه های یامان داغی خراسان مشاهده شده است.
جمله سازی با اروم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در تاریخ مشروطیت احمد کسروی چنین آمدهاست: «روزنامه تدین را فخر الاسلام مینوشت یکی از آشوریان ارومی زاییده شده در آمریکا. سپس در محضر شیخ فضلالله مجتهد مذهب شیعه جعفری را برگزید و مسلمان شده و به تهران آمده و از پیرامونیان شادروان طباطبایی بهشمار میرفت و با دستور خود با کشیشان و دیگر بحثهای دین و کیش میپرداختهاست و در روزنامه اش نیز بیش از همه گفتگوهای کیشی را دنبال میکردهاست.»
💡 مدتها در اصفهان مانده و با تنگدستی روزگار گذرانده و، سرانجام به دربار شاه صفی و سپس به مجلس شاه عباس دوم راه یافت و مورد عنایت شاه عباس دوم قرار گرفت. طرزی افشار طی بحر طویلی که در دیوانش ثبت است به افشار بودن خودش اشاره میکند و میگوید از این بیم دارم که به میان افشارها و بلدهٔ ارومی برگردم و مجدداً مجبور شوم که خوانین افشار را تملق گویم.